قالب وردپرس
خانه / ششم ابتدایی / فارسی / آموزش کلمات هم خانواده

آموزش کلمات هم خانواده

“به نام مهربان ترین”

تعریف کلمات هم خانواده

به کلمه‌هایی می‌گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حروف اصلی آن کلمه در کلمه‌های هم‌خانواده‌اش به ترتیب پشت سر هم بیاید. هم چنین کلمه‌های هم‌خانواده از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.

سه شرط اصلی برای تشخیص کلمات هم خانواده:

۱) از شرایط هم خانواده بودن این است که حروف اصلی در کلمات مشابه باشند.

۲) شرط بعدی علاوه بر داشتن حروف شیبه به هم این است که ترتیب حروف در کلمات هم خانواده رعایت شود.

مثال: علم و عمل: دارای حروف مشابه هستند اما ترتیب رعایت نشده پس هم خانواده نیستند.

۳)  شرط سوم داشتن معنی شبیه هم است .اگر دو شرط بالا رعایت شود و کلمات از نظر معنی مشابه نباشند هم خانواده نیستند.

مثال: حاکم و حکیم: شرط اول و دوم رو دارند اما حکیم از ریشه حَکَمَ و به معنی دانایی است. با حکمت و حُکما هم خانواده است. ولی حاکم از ریشه حُکم  با کلمات محکوم،محاکمه،حکومت،محکمه، تحکم،احکام هم خانواده است.

نکته مهم:

* در زبان فارسی باید بن ماضی و بن مضارع را ملاک هم خانواده بودن قرار داد پس کلماتی که بن ماضی و بن مضارع آن ها یکسان باشد هم خانواده هستند.

مثال: روان / رفتار/ روش/ رفته / رونده هم خانواده هستند چون بن ماضی این کلمه ها (رفت) است بن مضارع آن ها (رو) می باشد.و هر دو از مصدر «رفتن» ساخته شده اند.

مثال دیگر:کلمه های دیدار/ بینا / بینش / بیننده/ بینش/ دیده/ بیننده هم خانواده هستند چون بن ماضی «دید» و بن مضارع «بین» در این کلمه ها یکسان است و از مصدر «دیدن» ساخته شده است.

در جعبه تاگل زیر بیش از ۱۰۰ نمونه هم خانواده آورده شده است.

چند مثال

چند مثال

  1. ج م ع): جامع – مجموع – جمع – اجماع – جمیع – تجمع – جامعه – جمعه – جماعت
  2. ( س ج د): ساجد – سجده – سجود – سجاد – مسجد – مساجد
  3. ( ن ظ م): ناظم – منظوم – نظم – تنظیم – منظم – نظام
  4. ( ع ل م): عالم – معلوم – علم – اعلام – علیم – تعلیم – معلم
  5. ( ع م ل): عامل – معمول – عمل – اعمال – معامله – تعامل – اعمال – عوامل – عملیات
  6. ( د ر س): تدریس – مدرس – مدرسه – ادریس – دروس – درس
  7. ( ح ق ق): تحقیق – حقیقت – محقق – حقوق – حق
  8. (ر ج ع): مراجعه – مرجع – راجع – ارجاع – ترجیع – رجوع
  9. (ر ض ء): راضی- رضا – رضایت – مرتضی – رضی
  10. (ش و ر): مشاور – مشورت – شورا – شور – مشاوره
  11. (ق ص د): مقصد – مقصود – مقاصد – قصد – اقتصاد – قاصد
  12. (ع ر ض): تعرض – تعریض – اعتراض – معترض – عرض – عروض
  13. (ع ر ف): معارف – تعریف – عارف – معروف – عرفا – عرفه – معرف
  14. ( ش ه د): شهید – شهادت – شهدا – مشهد – شهد
  15. (ض ع ف): ضعیف – ضعف – تضعیف – مستضعف – ضعفا – مضاعف
  16. (ن ص ر): ناصر – منصور – نصیر – انصار – نصرت
  17. ( ج ه ل): جاهل – مجهول – جهالت – جهل
  18. (ش ع ر): شاعر – شاعره – مشاعره – شعار – شعر – شعور – شعرا
  19. ( ق د س): قدس – مقدس – قداست – تقدیس
  20. (ح ض ر): حضور – حاضر – حضار – حضرت – محضر – احضار
  21. ( ش ر ف): شریف – مشرف – اشرف – شرافت – تشریف
  22. (ع ظ م): عظیم – اعظم – عظمت – عظمی – معظم – عظیمه
  23. (س ک ت): ساکت – سکوت
  24. (ک ر م): اکرم – کریم – کرامت – مکرمه – تکریم
  25. ک ت ب): کتاب – کاتب – مکتوب – کتب – مکتب
  26. (ل ف ظ): لفظ – تلفظ – الفاظ
  27. (ع ز ز): عزت – عزیز – عز – معزز
  28. (ظ ه ر): ظاهر – مظهر – ظهور – مظاهر – اظهار – ظواهر
  29. (ح ب ب): محبت – حبیب – محبوب – حب
  30. (م ث ل): مثل – امثال – مثال
  31. (ق ط ع): قطع – مقطع – قاطع – قطعه
  32. (ح ف ظ): حفظ – حافظ – حفاظت – محفوظ – محافظت – حفاظ – محافظ – حافظه
  33. (ع د ل): اعتدال – معتدل – تعدیل – متعادل – معدل – عدل – عدالت
  34. (ص د ق): صادق – مصدق – صداقت – تصدیق – مصادیق – صدقه

چند مثال دشوار

چند مثال دشوار

  1. کبریا:کبیر، اکبر
  2. جلال:جلیل ،مجلّـل
  3. ثنا: اثنیه( جمع مکسر)
  4. مبطلان: باطل، ابطال
  5. مصطفی: (ریشه : ص.ف.ی) اصطفا،صفیه، مصفّا
  6. اهل: اهالی، متأهّل، اهلی
  7. بساط: مبسوط، انبساط،منبسط
  8. عاید:(ریشه :ع.و.د) معاودت،عودت
  9. عار: (ریشه :ع.ی.ر)اَعیار،تعایـُر (عار یعنی عیب وننگ)
  10. قهر: قاهر ،مقهور،قهار
  11. تاریخ:مورّخ، تواریخ(تاریخ یعنی زمان وقوع واقعه ای)
  12. غنیمت: اغتنام، مغتنم،غنایم
  13. غنی : اغنیا، مغنی
  14. امان: امن،مؤمن،ایمان،ایمن
  15. جمال: جمیل، جمیله،تجمل
  16. حاجت: احتیاج،حوایج،محتاج
  17. محنت: امتحان، ممتحن
  18. عضو: اعضا،عضویت
  19. طراوت: طری(ریشه:ط.ر.و)
  20. غریب:غریبه،غـرَبا
  21. عبور:عابر، عَبّار(بسیار عبور کننده)
  22. رخصت:مرخص،ترخّص
  23. موج:امواج،تموّج
  24. تمام:متمم،تمامیت
  25. سلطان:تسلط،مسلّط،سلاطین
  26. ردیف:مترادف، مردّف
  27. قافیه:مقفّا، قفا (ریشه:ق.ف.ی)
  28. صفت:موصوف،توصیف(ریشه:و.ص.ف)
  29. فضیلت:فضایل،تفضیل
  30. قافله:قوافل
  31. ملحق:الحاق.لحوق
  32. فرصت: فرَص،تفارص
  33. حیات:حیّ،یحیی
  34. یزید: زیاد،زائد (ریشه:ز.ی.د)
  35. منتهی:نهایت،انتها،نهایی
  36. غایت:غایی،(ریشه:غ.ی.ی)
  37. مَقرّ:قرار،استقرار،مستقـر
  38. یُمن: میمنت،میمون
  39. سکوت:ساکت،مسکوت
  40. رعایا:رعیت،راعی
  41. امیر:امارت،مأمور،اُمرا
  42. عهده:معاهده،تعهّد
  43. شرارت:شرّ، شرور
  44. تقوا:متقی،تقی
  45. تحویل:متحوّل،تحوّل
  46. هدر:تهدیر،مهدور
  47. مُحال:( غیر ممکن.از ریشه:ح.و.ل)) مستحیل
  48. مَحال ( یعنی محلّه ها)محلّه
  49. بلا:ابتلا،مبتلا
  50. التفات : (ریشه:ل.ف.ت)ملتفت ، تلفُّت یعنی به یک روی توجه کردن
  51. ملاطفت (ریشه: ل.ط.ف) لطف،لطیف
  52. توقّف: وقف،متوقف
  53. معاش:عیش،معیشت
  54. اشتغال:شغل،شاغل
  55. رفیع:مرتفع، مرفوع
  56. تدریج:تدرّج، درجه،مدرّج
  57. نور: منیر،انوار
  58. حساب:حاسب،محاسبه
  59. کاهل:کهولت،کهولیت،کهل
  60. حقّه (جعبه ی کوچک جواهر) : حُقوق.حِقاق.حُقَق(جمع های مکسّر)
  61. قیامت: قائم،قیام
  62. مطالعه: اطّلاع،مطّلع
  63. اصلاح:مصلح،صلاح
  64. انتخاب:منتخب،نخبه
  65. مستمع:سماع،سمع،مسموع
  66. میل:امیال،تمایل،متمایل،مُیول،میلان،ممیله،ممایلت
  67. ملال: ملالت،ملول،ممِلّ
  68. (تفاوت ملال و ملول از نظر معنا و نوع کلمه:ملال یعنی بیزاری به ستوه آمدن و یک مصدر عربی است ولی ملول یعنی کسی که بیزار است . به ستوه آمده،بیزار،اندوهگین؛ بنابراین صفت است)
  69. تقدیر:مقدّر،قدر (به معنای اندازه گیری)
  70. مسخّر: تسخیر،سُخره

 دانلود پاورپوینت زیبا کلمات هم خانواده

دانلود جزوه کلمات هم خانواده pdf

 

در پناه حق

مطلب پیشنهادی

هفت خان (خوان) رستم

« به نام مهربان ترین » هفت خان رستم هفت خوان رستم هفتخان رستم شامل …

۹ نظرات

  1. سلام آقا. میگم از اینا که توی امتحان نمیدید که؟

  2. راستی من با کلمه ی کلاس ۳تا هم خانواده می خوام

    • سلام
      کلاس (class) یک واژه لاتین است و در فارسی یا غربی نمی‌توان برای آن هم‌خانواده پیدا کرد.
      ولی خب می‌توانید کلمه‌ی کلاسیک را تا حدودی هم‌خانواده بگیرید؛ هر چند از نظری اشتباه است.

  3. عبدالنور اشرف زاده

    سلام
    بی زحمت هم خانواده های کلمه بیمار را واسم بنویسید.
    تشکر…

    • سلام
      مار در گذشته نماد سلامتی بوده (همانطور که در لوگو داروخانه هم هست و هم در افسانه های قدیم)
      و بیمار همان بی مار (بودن مار) است. خب شاید بتوان مار را هم خانواده آن در نظر گرفت.
      ولی هم خانواده بیشتر برای کلمات عربی که ریشه ی مشترک دارند کاربرد دارد. در در کلمات فارسی باید به دنبال واژه هایی رفت که بن فعل آنها یکسان است.
      پس نمی شود برای هر کلمه ای حتما هم خانواده پیدا کرد.

  4. سلام روزتون بخیر میشه واسم هم خانواده ی استقلال و نقش رو برام بزارین

  5. سلام بسیار عالی آموزنده و کوتاه است،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *